تبليغاتX
دعـــــــای مســتـــــــــــجاب
از شکست آرزو هر لحظه دل را ماتمی است

شب نیمه شعبان هشت سال پیش بود که خونه یکی از دوستام جنوب شهر رفتم. البته از صبح روز قبل نیمه شعبان مهمان این دوست بودم.
و برای اولین بار از نزدیک شاهد آذین بستن برای این مناسبت توی یه کوچه تنگی که ماشین نمیتونست عبور کنه  و از وسط کوچه یه جوی آب رد میشد بودم.
برام خیلی جالب بود از صبح زود شروع کردن کوچه رو حسابی شستن طوری که هر خانمی و آقایی از در خونشون با شیلنگ آب و کف و صابون کف کوچه رو میسابیدن.
کم کم از توی هر خونه پنج شش تا گلدون در اومد و توی تمام کوچه پر از درختچه و گل شد واقعا کوچه دیدنی شده بود.
البته از قبل تمام بالا سر کوچه رو با چراغ آذین بندی کرده بودن.
از در چند تا خونه میز اومد بیرون و اسفند و کلی تدارکات مثل شربت و ساندویج و خلاصه نوع تهیه پذیرایشون به قدری بود که باورت نمیشد از این خونه های کوچیک و محقر داره بیرون میاد.
 نزدیکای عصر شده بود که دیدم باندای خیلی بزرگ رو دارن با سیم کشی توی سرتاسر کوچه به هم وصل میکنن از اینکه از پنجره هرچند وقت یه بار شاهد این نوع تزئین بودم خسته شدم رفتم ببینم بیرون چه خبره؟
 بیرون که رفتم دیدم تمام کوچه های مجاور بعضیها خیلی زیباتر و پر زرق و برق تر شدن و همچنان مشغولن و جالب این بود که توی هر کوچه ای مشغول سیم کشی بودن تا اسپیکرهای بزرگ رو نصب کنن. انگار یه جورایی مسابقه بود بین کوچه ها.
خب علت وصل این همه بلندگو رو خودم حلاجی کرده بودم که هرکه کوچه ای احتمالا یه مداح میاد و مراسم رو شروع میکنن. خلاصه داشت کلی حسودیم میشد به این نوع برگزاری جشن نیمه شعبان که با جون و دل هرکی از هرچی داره مایه میذاره. با خودم میگفتم خوش به حال امام زمان چقدر یار باوفا و باصفا داره.
شب شده بود بوی اسفند تا توی خونه هم پیچیده بود و مردم همه تو کوچه مشغول پذیرایی بودن. منتظر بودم ببینم پس کی مداحشون میاد که یه دفه وقتی مشغول صحبت با دوستم بودم صدای دارام دیمبو اینقدر بلند یه دفه به صدا در اومد که از ترس وحشت کردم.
بله این همه بلندگو برای آهنگای شاد اونور آبی بود سریع اومدم دوباره جلوی پنجره که دیدم پسرای جوون محل دارن هی به هم تعارف میزنن واسه این که کی بیاد وسط یه ربع بعد یکی باید التماس میکرد که یکیشون بره کنار تا وسط کوچه خلوت بشه.
 و باز کمی بعد خانمها ملحق شدن و شروع کردن به تشویق کردن و اندکی بعد خانمها هم هرکدوم هرجا وایساده بودن شروع کردن به قر دادن و...
این مراسم تا چه ساعتی ادامه داشت خدا میدونه که یکی از همسایه ها گفت فلانی مریض داره و تموم کنید... و این بود شب زنده داری مردمی که برای رسیدن نیمه شعبان لحظه شماری میکردن...
یاد فضیه هشت سال پیش افتادم وقتی توی وبلاگ یکی از اقوام اعمال نیمه شعبان رو مطالعه میکردم.
با خودم گفتم یا امام زمان چه حالی بهت دست میده وقتی از ما بشر شیعه که ادعای دعای تعجیل در فرجت رو داریم و بجای بجا آوردن اعمال این شب مشغول بزن و بکوب و...
و بگذریم از این روزها که خیلیا منتظر شب نیمه شعبان هستن یا تا برن تو خیابونا و شکمی از عزا در بیارن یا دنبال چشم چرونی و هزار تا کاری که آدم شرمش بیاد بگه هستن...


این مطلب رو جایی خوندم شاید با خوندن این مطلب بتونیم کمی نسبت به عاقبت کسانی که اینطور پایکوبی و خوشحالی میپردازن خوشبین باشیم.

مرحوم سید بن طاووس می‌فرماید: در یک سحرگاه در سرداب مطهر (منزل حضرت در سامرا) از حضرت صاحب الامر ارواحنافداه این مناجات را شنیدم که می فرمود:
خدایا؛ شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه طینت ما خلق کرده‌ای، آنها گناهان زیادی با اتکاء بر محبت به ما و ولایت ما کرده‌اند، اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با توست از آنها بگذر که ما را راضی کرده‌ای و آنچه از گناهان آنها که در ارتباط با خودشان است، خودت بین آنها را اصلاح کن و از خمسی که حق ماست به آنها بده تا راضی شوند و آنها را از آتش جهنم نجات بده و آنان را با دشمنان ما در خشم و سخط خود جمع نفرما.*

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
*این مطلب به نقل از مرحوم علامه مجلسی قدس سره از ملحقات کتاب انیس العابدین و علامه میرزا حسین نوری قدس سره می‌باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 0:41  توسط دریا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به پندار تو:

جهانم زیباست!

جامه ام دیباست!

دیده ام بیناست!

زبانم گویاست!

قفسم هم طلاست!

بر این ارزد که دلم تنهاست؟!

نوشته های پیشین
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
آرشیو موضوعی
ادعیه و احادیث
آموزه های روانشناسی
آیین دوستیابی
شعر
دانستنی ها
متفرقه
پیوندها
لبگــــــــــزه
مستندسازی
فلسفه رسانه
سوز محبت
الهه نور
خاکستر سرد
حاج علی
عشقی برای معشوق
به جهنم افکار خوش آمدید
هم اندیشی
همه وجود من
طلبه های ونوسی
این انبوه سیب خورها حال آدم را بهم میزند
بیت دیفندر
ققنوس
دریچه ای به سوی ملکوت
مستر خالیبند
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان