![]() |
![]() |
|
| از شکست آرزو هر لحظه دل را ماتمی است |
|
از بس که بلا سر دعــــــا آمده است از چار طرف سيل بـــــلا آمده است هر جا که نگاه مي کني شيطان است انگار که قحطي خــــــدا آمده است شاعر: جلیل صفربیگی ----------------------------------------------------------------- قابل توجه بعضیا: |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 23:50 توسط دریا |
|
|
تحول دخترونه اون قدیما مقنعه سر میکردی
*
--------------------------------------- تحول پسرونه یه مدتی ریش وسبیل میذاشتی میگفتی که خدارو می پرستی نگا نمی کردی به نا محرما تموم سی دیات قدیمی بودن تو مسجد محل یه بلبل بودی * * * * * * حالا می بینم که سه تیغه کردی تی شرت وشلوار لی تنگ میپوشی محرم و نا محرمو بی خیالش چی شد یهو این رو به اون رو شدی به تیپ اسپرت خودت می نازی زنجیر نقره گردنت می بندی شبیه دخترا شدی حسابی آخه تو ناسلامتی یه مردی ژل بزنی سیخ بکنی موهاتو ؟ دست خودت نبود یهو ول شدی شاعر: زهرا خفاجی |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم اسفند 1387ساعت 23:17 توسط دریا |
|
|
کلاس ادبیات شروع شد، با توجه به توصیفاتی که از بچه های ترم قبل شنیده بودم ذهنیت کاملا خاص و تعریف شده ای از این استاد تو ذهنم بود. استاد نسبت به ادبیات فارسی شدیداً تعصب داشت. ادبیات رو اینطور تعریف و تقسیم کرد: 1- اخلاق 2- فرهنگ و تمدن 3- کلیه نوشته ها (آثار مکتوب + ادبیات شفاهی) و توضیحاتی در این سه مورد داد که در نوع خودش برای من خیلی جذاب بود. می گفت که چطور می شه از نوع نوشتار و طرز برخورد و تکلم یه نفر به شخصیت و فرهنگ و سطح تحصیلاتش پی برد. یه فرصتی داد تا توی ذهنمون اطرافیانمون رو سرچ کنیم و نوع صحبت و نوشتارشون رو با فرهنگ و تحصیلاتشون منطبق کنیم. توی این سرچ من به شخصی برخوردم که هم ادعای فرهنگ داره و هم تحصیلات! اونم در چند رشته و چند مدرک تحصیلی... اما جور در نمیومد. نه رفتارش در عمل نشون دهنده یه آدم بافرهنگ بود و نه نوشتارش... چندی از جملات این بنده خدا رو که در دسترس بود میذارم. خداییش شما چه نمره ای به ادبیاتش _که به قول استادمون برگرفته از فرهنگ و تمدنش هست_ میدین؟ (یک جلسه فرهنگی در برابر حجوم بی دلیل و بی پایه ی... مطلب زیبا و قابل تعملی بود به هر حال ان شا’ ا... با وجود فشارهای شدید در میدان محسنی برگذار شد اعمال خلاف ارف روحانیت و تشویش اذهان عمومی که این خود از مصادیق بارز منکر و توحین غیر مستقیم به مذهب و مسلمین است که این نیز خود از مصادیق توحین به روحانیت است. لازم به ذکر است تعدادی از طرفتاران آمریکا در آن تحصن ها داد میزدند شما همتون لنگه همین چه اونا چه تویی که طرفتاری میکنی مانتو خانومها قراره از یک مترو ده سانت تسویب شده کمتر شه آن شبها عابرو داری کنند) البته بگذریم از جمله بندیهاشون که الی ماشالله پر از عیب و نقص و اشتباه هاییه که ممکنه برای هرکسی حین تایپ کردن پیش بیاد. اگر بعضی اشتباهات رو با چند جمله مثال زدم خواستم با این تکرار نشون بدم که این شخص از روی حواس پرتی و... مرتکب این اشتباهات نشده. و حال اینکه ایشون با ادبیات فوق العاده شون شعر هم می سرایند. البته من منکر ابتکار و خلاقیت این شخصیت نمی شم. ابتکاری که در جای جای اشعارشون به چشم می خوره. یکی از عناصر خلاقیت که در شعر امروزه مطرح می شه بحث هنجارشکنیه که به وضوح در شعر ایشون دیده می شه. البته ایشون یک مقدار زیاد در بحث وزن و قافیه و ردیف هنجار شکنی کردن و کلا هنجار شعرو شکستن. و باید به خاطر این فتح باب بهشون تبریک گفت!!! تنها فرقشون با نیما و شاملو اینه که اونها قالب های جدیدی رو به وجود اوردن ولی این آدم خلاق در همون قالب های قدیمی و نیز با همون زبان قدیمی هنجارشکنی های شگفتی صورت داده که متاسفانه از ذکر مثال معذورم! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 0:46 توسط دریا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به پندار تو:
جهانم زیباست! جامه ام دیباست! دیده ام بیناست! زبانم گویاست! قفسم هم طلاست! بر این ارزد که دلم تنهاست؟! |
| آرشیو موضوعی |
|
ادعیه و احادیث آموزه های روانشناسی آیین دوستیابی شعر دانستنی ها متفرقه |
|
RSS
|