![]() |
![]() |
|
| از شکست آرزو هر لحظه دل را ماتمی است |
|
(1)
مبارکه خسته نباشی محمود از اولم لیاقت تو این بود آمار رایو ترکوندی امسال بساط جشنتو باید به پا کرد کارتای دعوتو سفارش بدیم کروبی خواب مونده دوباره انگار بهش نگین که درصدش چقدره عروس و دومادم دارن میرسن ماشالله ماشالله چقده شیک شدن بازی تموم شمشیرا رو بندازید «ما بردیم و ما بردیم و ما بردیم (۲) پوسترای موسویو می کََنن موسوی جون بیکار نشین یه گوشه طرفدارات حوصلشون سر میره حلوا و چیزبرگر و خرما بده دنیا همینه دیگه گریه نکن دیدی که احمدی زورش می چربید حالا دیگه گذشته ها گذشته بسه دیگه گریه نکن عزیزم «ما بردیم و ما بردیم و ما بردیم (3) سرو صدا و جیغ سبز و بوق بوق در پی تبلیغای توهین آمیز همین الان خبر رسید که امروز کی بود می گفت که امنیت نداریم؟ بسه دیگه جمش کنید تموم شد دیگه زمون قلدری تمومه بازم اومد که دستا رو رو کنه گفته بودم محاله کم بیاره «ما بردیم و ما بردیم و ما بردیم» (۴) خدمت کاندیداهای عزادار والا ما که شماها رو دوس داریم جامعمون یه روز خوش ببینه حقیقته دیگه باید قبول کرد حالا که روی آمریکا کم شده مگه صلاح ملتو نمی خواین؟ همینجوری رو قولتون وایسادین؟ بازم خدا به داد ملت رسید «ما بردیم و ما بردیم و ما بردیم» شعری از: انسیه السادات هاشمی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 20:58 توسط دریا |
|
![]() (1)
اول کار چن تا گلایه دارم
تو چار سالی که بنده روی کارم
سیصد و بیست هزار تا تهمت زدن
گفتم که دندون رو جگر بذارم
حالام که سه به یک جلوم وایسادن
گرچه محاله بنده کم بیارم
به جای اینکه برنامه بیارن
دروغ میگن فقط رو کار و بارم
سه ماهه که شورشو در اوردن
البته من موسویو دوس دارم!
ولی واسه حرف زدن از اعتیاد
من نمیرم یه بازیگر بیارم
مجبورم امروز یه چیزایی بگم
قضاوتو به خودتون می سپارم
«گوش نکنید هرچی میگه دروغه»
«سرخ و سفید هرچی میگه دروغه»
(2) بنده کلامو مختصر می کنم
بگم که احساس خطر می کنم
پر از فساد و فقر و بدبختیه
به هرکجا که من نظر میکنم
مملکتو رو آقا به چیز کشونده
من دارم احساس خطر می کنم
الان دیگه هیش کی دوسش نداره
اگه الان نیام ضرر می کنم
منم بخوام برم دهات بگردم
یه کاپشن قدیمی بر می کنم
یه تیکه سبزِ سبزِ سبزِ سبزه
هرجایی که بنده سفر می کنم
طرفداراش همه پایین شهرین
وقتی که صحبت از هنر می کنم ـ
یه چیز گنده منفجر می کنن
بله من احساس خطر می کنم!
اخر حرفم از همین تریبون
ملتمونو با خبر می کنم :
«گوش نکنید هرچی میگه دروغه»
«سرخ و سفید هرچی میگه دروغه»
(3)
مرد حسابی دروغم کجا بود؟
حرف حسابه همشم به جا بود
آی میرحسین! من از شما می پرسم
وقتی نخست وزیریتون به را بود
اون موقع که همه گرسنه بودن
تورما آمارشون بالا بود
خون جوونامونو که می ریختن
حرف جنابعالی، استعفا بود
اون موقع احساس خطر نکردی؟
غیرتت اون زمونا پس کجا بود؟
میرحسین جان من شما رو دوس دارم
نگید که این کار، کار آمریکا بود!
بنده تعجب می کنم که میگین
زمان من قانونا رو هوا بود
می خوای بگم قانونو کی شکسته؟
می خوای بگم پولا پیش کیا بود؟
می خوای بگم زمین چرا گرون شد؟
می خوای بگم کی بود که مافیا بود؟
بنده یه پرونده دارم می شناسید
بگم؟ بگم کی بود؟ کیه شما بود؟
بیقانونی اینه جناب چیز چیز!
تازه اینا گوشه ی ماجرا بود
«گوش نکنید هرچی میگه دروغه!»
«سرخ و سفید هرچی میگه دروغه!»
(4) این آقا بیخودی ستم می کنه
همه رو داره متهم می کنه
عکس زن منو جلوم گرفته
پُش سر هم بگم بگم می کنه
فقط یه کار انگاری یاد گرفته
نقاشیای بانکو جم می کنه
میره همش تو دهاتا می گرده
اینا چی از درد ما کم می کنه؟
«سیب زمینی» وقتی که کم میاره
«چیز» منو فوری علم می کنه
این جیقیله به من میگه یه روزی
پای فلانیو قلم می کنه
بشین بابا اگه اراده کنه
نسلتو از تو دنیا جم می کنه
بله دیگه صدا سیمام دستشه
چیز میکنه تبلیغشم می کنه
دیکتاتور زبون دراز پررو
ببین چجور بگم بگم می کنه
«گوش نکنید هرچی میگه دروغه!»
«سرخ و سفید هرچی میگه دروغه!»
(5)
جناب میرحسین منو نیگا کن
جلوی جمعیت یه کم حیا کن
خون منو دیگه به جوش اوردی
کم توی مملکت خودت رو جا کن
بنده به عنوان جناب شاعر
یه چیز میگم برو باهاش صفا کن
شما که اینقد رو زنت حساسی
غیرتتو تو فیلمتم به پا کن
وقتی می خوای روی زنت زوم کنی
اول برو ناخونشو کوتا کن
همین که بعضیا رو لو ندادم
برو بشین کلی خدا خدا کن
وقتی نشد یه حرفایی رو بگی
فوری برو کروبیو صدا کن
بنده خدا نفس براش نمونده
رحمی به حال پیرمافیا کن
راستی چی شد سیصد ملیون شهرام
توام بیا یه کم از اون دفا کن
ما خودمون این کاره ایم برادر
دست یکی دیگه رو تو حنا کن
اگر خدا نکرده رای اوردی
اول کارای موندتو قضا کن
«گوش نکنید هرچی میگه دروغه»
«سرخ و سفید هرچی میگه دروغه»
(6)
بذاریه کم از قدیماتون بگم
از چیزای از همه پنهون بگم
آدمو مجبور میکنی میرحسین
زور میکنی پشت تریبون بگم
کی بود که آزادیو کله پا کرد
از آدمای تو خیابون بگم
پای کسی شلوار لی می دیدین
جر می دادین بازم براتون بگم؟
فرم سیاه و قهوه ای تیره
از لباسای تحت قانون بگم؟
منم بیام پیام استعفامو
سرخودی و بدون فرمون بگم
جای امام توی خطاب نامه
ملت قهرمون ایرون بگم
امام بگه الان زمان جنگه
ولی به جای بله قربون بگم:
سه تا وزیرمو بدین وگرنه
وگرنه چی؟ نذار براشون بگم
یه چیزایی رو نمیشه اینجا گفت
بعد کلاس بیا تا بیرون بگم
«گوش نکنید هرچی میگه دروغه!» «سرخ و سفید هرچی میگه دروغه!»
(7)
حالا چرا به چیز و چیز افتادی
خب به خودت فشار نیار زیادی
امشب برو حسابی مشورت کن
فردا با مشت پر بیا نقادی
مناظره با کروبی که مونده
با اون که دیگه توی یه نهادی
تا میتونی احمدیو خراب کن
تو میتونی تو بمب استعدادی
کروبی که هوای وقتو داره
توام که رو حرف خودت وایسادی
که همچنان مث اونای دیگه
تشنه ی خون احمدی نژادی
پس چل و پنج دقیقه رو یکسره
بگو آهای مردم حزب بادی
«گوش نکنید هرچی میگه دروغه»
«سرخ و سفید هرچی میگه دروغه»
شعر از: انسیه السادات هاشمی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 23:11 توسط دریا |
|
|
دکتر سید محمود علوی فرزند آیت الله حاج سید رضا علوی، چهارم اردیبهشت 1333 در لامِرد فارس متولد شد و در سن دو سالگی با خانواده به نجف اشرف (محل تحصیل پدر) عزیمت کرد و تحصیلات ابتدایی و سال های اول متوسطه را در دبستان و دبیرستان علوی ایرانیان در نجف گذراند.
علاقمندان به کسب اطلاعات و شناخت بیشتر و کاملتر از نقطه نظرات و دیدگاههای دکتر علوی می توانند به سایت شخصی ایشان مراجعه نمایند: |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 23:52 توسط دریا |
|
|
به پیشنهاد یک دوست این پست رو مینویسم: تنها جمله ای که اول و آخر مـــــرا آرام میکند و به واسطه آن لبانـــم را به مهر سکوت محکوم کردم این بود: بنابر، این آیه قرآن تنها صبر پیشه میکنم: وَ لَمَن صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ تهمت از رذايل اخلاقى است که از عدم اعتدال قواى درونى انسان پديد مى آيد که عواملی چون (حسد)، (ترس از مجازات)، (طمع)، رذايلى هستند كه موجب ارتكاب اين رفتار زشت از آدمى مى شوند. گاه انسان از روى حسادت به كمالى كه در ديگرى وجود دارد به متهم ساختن وى اقدام مى كند تا به اين وسيله كمال او ناديده گرفته شود. گاه به سبب واهمه اى كه از مجازات در برابر كرده زشت خويش دارد، به ديگرى اتهام مى زند و گاه حرص و طمع براى رسيدن به مقام و رتبه متهم، او را به تهمت وا مى دارد؛ البته توهم و بدگمانى پديد آمده از نيروى درونى «واهمه» که در همه این موارد نقش مهمى را ايفا مى كند.تهمت مايه نابودى حريم برادرى و روابط انسانى ميان افراد جامعه بشرى است و جو عدم اعتماد و ترس از اطمينان را فراهم مى سازد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم اسفند 1387ساعت 1:2 توسط دریا |
|
|
از بس که بلا سر دعــــــا آمده است از چار طرف سيل بـــــلا آمده است هر جا که نگاه مي کني شيطان است انگار که قحطي خــــــدا آمده است شاعر: جلیل صفربیگی ----------------------------------------------------------------- قابل توجه بعضیا: |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 23:50 توسط دریا |
|
|
تحول دخترونه اون قدیما مقنعه سر میکردی
*
--------------------------------------- تحول پسرونه یه مدتی ریش وسبیل میذاشتی میگفتی که خدارو می پرستی نگا نمی کردی به نا محرما تموم سی دیات قدیمی بودن تو مسجد محل یه بلبل بودی * * * * * * حالا می بینم که سه تیغه کردی تی شرت وشلوار لی تنگ میپوشی محرم و نا محرمو بی خیالش چی شد یهو این رو به اون رو شدی به تیپ اسپرت خودت می نازی زنجیر نقره گردنت می بندی شبیه دخترا شدی حسابی آخه تو ناسلامتی یه مردی ژل بزنی سیخ بکنی موهاتو ؟ دست خودت نبود یهو ول شدی شاعر: زهرا خفاجی |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم اسفند 1387ساعت 23:17 توسط دریا |
|
|
امشب و اینروزا وقتی دلم خیلی میشکست و از ته دل میشکست از خودم پرسیدم چه راحت میشه دل آدمارو شکست! یعنی منم تا حالا دلی رو شکستم و خودم خبر ندارم؟!
خواستم امشب همینجا از همه اونایی که با یه حرف یا یه رفتار ازم دلخور شدن و رنجیدن بخشش بخوام! ولی گاهی پیش اومده حرفی رو زدم نه به قصد و نیت خاصی اما دوستان فکر کردن من نیتی غیر از خیر و خوبی دارم و اونوقت واقعا حق دارن ازم دلخور باشن... منم امشب از خودم دلخورم از اینکه چه راحت خیلیها رو از خودم رنجوندم بدون اینکه خودم بفهمم!!! امیدوارم اونایی که باید منو حلال کنن... ----------------------------------------------------------------------------------------------- با این حال که این پست رو با منظور واضحی گذاشتم، دوستان ـ البته به ظاهر دوستان ـ نه تنها نخواستند عذرخواهی منو ببیند و بپذیرند بلکه از در تلافی و احتمالا همراه با اغراض شخصی وارد شدند. اگر اینجا نه خواستم و نه تونستم که از خودم دفاع کنم، عاقبت این جریان رو به اون دنیا می سپارم، البته امیدوارم بعضی ها به اون دنیا اعتقاد داشته باشند و به خودشون بیایند! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 1:25 توسط دریا |
|
|
با عرض معذرت به کسایی که میان پست رو بخونن به درخواست یک دوست فعلا این پست رو حذف کردم تا ببینم نتیجه چی میشه!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 3:2 توسط دریا |
|
|
پریشب یه دفه یه دردی توی گوش سمت چپم و گلوم تیر کشید... نصفه شب که تحملم طاق شده بود به مامان گفتم احتمالا گلوم چرک کرده و... مامان با همه تجربه ش گفت: احتمالا دندونه عقلته! |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 14:35 توسط دریا |
|
|
اصولا و کلا کمتر از خودم و روزمرگی هام توی وبلاگم مینویسم واسه اینکه عقیدم اینه که غیر از یکی دو تا مخاطب خاص واسه کسی دیگه ای نوشته هام حتی ارزش نگاه انداختن هم نداره. این جواب سوال کسیه که ازم خواست از خودم از اتفاقات اطرافم و حتی از خودش بنویسم. اکثرا آدما توی زندگی دنبال این هستن تا خیلی از داشته هاشون رو با کسی شریک بشن، از احساسات گرفته تا مادیات و... اما من هیچوقت نتونستم همه داشته هام رو فقط با یه نفر شریک بشم، چراش رو هم هنوز خودم نتونستم پیدا کنم! اگر اون یه نفر دوست بوده که هیچوقت طعم واقعی دوستی رو نچشیدم و نهایتا به این نتیجه رسیدم که هیچ دوستی کامل نیست! پس نتونسته شریک همه داشته هام باشه. خواه و ناخواه بخشی از احساسات متعلق به بستگان هست! اما آیا کسی میتونه بگه تمام یا چقدر از احساساتش متعلق به مادرش هست یا همسرش و یا فرزندش؟! مثل بچه ای که با تمام نادونیش وقتی ازش میپرسی مامانتو بیشتر دوست داری یا باباتو؟ میگه هردو!!! این جواب نه از روی ترسه و نه از روی سیاست! از دل پاک بچه هست و تقسیم احساساتش... اما من در تقسیم احساساتم هم به خطا رفتم و حتی نتونستم مثل یه بچه سه ساله تفکیک و تقسیم کنم. از این همه مغلطه که بگذریم میرسم به اتفاقات اخیر و سوالایی که واسم پیش اومد. ۱ـ دوست چندین ساله ای که کم کم داشت فراموش میشد اینروزها خودش را خووب می نمایاند به نظر شما چرا؟؟؟!!!! (تیتری رو که انتخاب کردم به این متن هیچ ربطی نداره واسه اینکه ربطش به بی ربطیشه) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 23:41 توسط دریا |
|
|
آن روزها دوستی ها پایدار!
عهدها محکم و ناگسستنی! محبت ها به رنگ واقعیت! دل ها صاف و یکدست! فریب فقط در بین دشمن! این روزها دشمنی ها پایدار! باید باور کنم که آنروزها گذشت... |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 1:39 توسط دریا |
|
|
"هرگز در مقام تلافی برنیایید زیرا در آن صورت به خویشتن زیادتر از آنها آسیب خواهید رسانید" این جمله رو از یه کتاب خونده بودم که توی پستای اولیم هم منبعش رو نوشتم. (ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الاخره والله یعلم و انتم لاتعلمون): (کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد عذاب دردناکی برای آنها در دنیا و آخرت است و خدا می داند و شما نمی دانید.) ( ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المومنات لعنوا فی الدنیا و الاخره و لهم عذاب عظیم): (کسانی که زنان پاکدامن و بی خبر (از هرگونه آلودگی) و مومن را متهم می سازند در دنیا و آخرت از رحمت الهی به دورند و عذاب بزرگی برای آنهاست.) شهید مطهری در تفسیر این آیات فرمودند: تمامی گناهان یا در دنیا و یا در آخرت مورد مجازات واقع می شوند اما تنها گناهی که هم در دنیا و هم در آخرت نتیجه اش آشکار می شود "تهمت" است و مجازات آن در دنیا رسوایی است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام آذر 1387ساعت 1:15 توسط دریا |
|
|
(بهترین حس هنگام دعا، حس رضایت از خود، بعبارتی همان عزت نفس است) دعای عده ای که مستجاب می شود: |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 22:51 توسط دریا |
|
|
در حالی که دارم مطالعه میکنم صدای تلویزیون و بازم یه کانال کذایی از دایره زنگی دائما تبلیغ میکنه: (روز جمعه یکم آذر ماه ساعت ۱۱ صبح در گلزار شهدای شهرهای تهران، قم، شیراز، آبادان، اهواز تجمع به عنوان بزرگداشت جانبازان و شهدا با شعار "ما هستیم") و تماس های مکرر که ظاهراْ از جانبازان هستن و تشکر ویژه از این کانال که حداقل اونها قدرشون رو میدونن و گاهی همراه با اشک، ناله و... در این بین تماس یکی بیشتر توجهم رو جلب کرد: (من یک جانباز هستم! "با بغض" و افتخار میکنم که از مرز و بوم میهنم دفاع کردم و... اما این دولت و این حکومت ما را به...) خلاصه از این جور حرفا! حالا واقعا با این اوصاف چی میشه گفت؟ یعنی واقعا اون شخصی که پشت دوربینه به واقع دلش واسه شهدا و جانبازای ما میسوزه و آهی که میکشه از ته دله یا از سیاست دل؟ وقتی بلند میگه من به شما جانبازان افتخار میکنم قصدش چیه؟! واقعا کسی هست که باور کنه حرفاشونو؟ یعنی دیگه اینبار چیزی پیدا نکردن که دست به دامن شهدا و جانبازان شدن تا از این راه مردم رو به تظاهرات وادارن؟ قصدشون اینه که اینبار قشر مذهبی و جنگ دیده رو هم به اون عده سیاه دل از خدا بی خبر اضافه کنن؟! من که به هیچ نتیجه ای نرسیدم. فقط خدا عاقبت همه مارو ختم به خیر کنه با این همه فریبکار... دیگر هوای روزهای جبهه در سر نیست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 0:39 توسط دریا |
|
|
كسي كه بخواهد دعايش در حال سختي به اجابت رسد بايد در حال آسايش نیز بسيار دعا كند. امام صادق(ع) فرمود: جدم ميفرمود: در دعا پيشدستي كنيد (پيش از آن كه گرفتار شويد دعا كنيد) زيرا چون بندهاي بسيار دعا كند و بلائي به او برسد و دنبالش دعا كند، گفته شود: صداي آشناست، و اگر همواره اهل دعا نباشد، و بعد از پيشآمد ناگوار دعا نمايد، بدو گفته شود: تاكنون كجا بودي؟ دعا برمي گرداند قضا و حكم مقدري را كه سخت محكم شده، پس بسيار دعا كن كه دعا كليد هر رحمت و كاميابي براي هر حاجتي است، و بدانچه نزد خدا است نتوان رسيد جز با دعا، و براستي كه هيچ دري نيست كه آنرا زياد بكوبند جز آنكه زمينه و وسيله فراهم شود تا به روي كوبنده اش باز شود. هر گاه دلتان شكست دعا كنيد، زيرا دل تا پاك و خالص نشود شكسته نمي شود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 1:13 توسط دریا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به پندار تو:
جهانم زیباست! جامه ام دیباست! دیده ام بیناست! زبانم گویاست! قفسم هم طلاست! بر این ارزد که دلم تنهاست؟! |
| آرشیو موضوعی |
|
ادعیه و احادیث آموزه های روانشناسی آیین دوستیابی شعر دانستنی ها متفرقه |
|
RSS
|