تبليغاتX
دعـــــــای مســتـــــــــــجاب
از شکست آرزو هر لحظه دل را ماتمی است

به این علت که نمیتونم در جلسه هم اندیشی این هفته حضور داشته باشم و بنابر صحبت های جلسه هفته قبل در مورد عدل الهی و... مطالعاتی داشتم که خلاصه ای از آن را در اینجا مرقوم می فرمایم:

حدود سی سال پیش شهیدمطهری برای سخنرانی به دانشگاهی دعوت می شوند و قبل از مراسم از دانشجویان خواسته میشه که سوالاتشون رو مکتوب کنند تا به دست شهید برسه و خودشون از بین سوالها موضوع سخنرانیشون رو انتخاب کنند. آنطوری که خودشون میگن بیشتر سوالها حول این بود که چرا افرادی مثل ادیسون و پاستور و... که خدمات بزرگی را به جامعه بشری داشتند نباید به بهشت بروند؟ و ایشون بنابر سوالای زیاد در این مورد یک فصل مفصل کتاب عدل الهی رو هم به این مورد اختصاص می دهند.
خلاصه ای از نتیجه مطالب:
۱ـ افرادی که به خدا و آخرت ایمان ندارند طبعا هیچ عملی را به منظور بالا رفتن به سوی خدا انجام نمی دهند
 پس طبعا آنها به سوی خدا و ملکوت او بالا نمی روند و به بهشت نمی رسند.

۲ـ افرادی که به خدا و آخرت ایمان دارند و با انگیزه تقرب به خدا کار انجام می دهند و در کار خود خلوص نیت دارند عمل آنها مقبول درگاه الهی است و استحقاق پاداش و بهشت می یابند اعم از آنکه مسلمان باشند یا غیرمسلمان.

۳ـ غیرمسلمانانی که به خدا و آخرت ایمان دارند و عمل خیر به قصد تقرب به خدا انجام می دهند چون از نعمت اسلام بی بهره اند از مزایای استفاده از این برنامه الهی محروم می مانند. از اعمال خیر آنها آن اندازه مقبول است که مطابق دین اسلام است ولی آنچه مجعول است مقبول نیست.

۴ـ عمل خیر مقبول چه از مسلمان چه غیرمسلمان یک سلسله آفت ها دارد که ممکن است بعدا عارض شود و عمل را باطل کند. مثل جحود و عناد و کفر... پس اگر غیر مسلمان عمل خیری کرد و بعدا اسلام به او عرضه شد و عناد ورزید عملش باطل می شود.

۵ـ اعمال خیر افرادی که به خدا و قیامت ایمان ندارند و احیانا برای خدا شریک قائلند موجب تخفیف و احیانا رفع عذاب آنها خواهد شد.

۶ـ طبق آیات و روایات عمل آنگاه خیر و صالح محسوب می شود که از دو جهت فعلی و فاعلی (نیت) حسن داشته باشد.

۷ـ آیاتی که دلالت می کند اعمال منکران قبول نیست منظور انکار از روی لجاج است نه انکاری که صرفا عدم اعتراف و از روی قصور است.

۸ـ به نظر حکما قاصر اگر خداشناس نباشد معذب نخواهد بود و اگر خداشناس باشد و به معاد اعتقاد داشته باشد و عمل خالص قربه الی الله انجام دهد پاداش نیک عمل خویش را خواهد گرفت.

پی نوشت: آیات و روایات اثبات کننده این مطالب در کتاب عدل الهی ذکر شده!
(با وجود قدمت این بحث و پاسخ های مربوطه جای بسی تعجب و تاسف است که برخی به اصطلاح روشن فکر و اهل مطالعه هنوز با مطرح کردن این سوال ذهن عوام را مخدوش می کنند)
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 22:5  توسط دریا | 

بارها  دوستان در مورد اسم وبلاگ و معنای اون سوال کردند، که اکثرا این سوال همراه با نوعی تمسخر همراه بوده!
---
دعایی نیست که استجابت نشود، (البته دعایی که با شرایط صحیح درخواست شود)  فقط نوع استجابت دعا با چیزی که در نظر ماست گاهی متفاوت است. ممکن است عوض مستجاب شدن چیزی که در ذهن ماست بلایی دفع شود و یا اجر دعا را در آخرت چندین برابر دریافت کنیم! و ای کاش حسرت، که کاش هیچکدام از دعاهایمان در دنیا برآورده نمیشد! چنانچه آقای بهجت نیز فرمودند: «گاهی مصلحت در غیر تعجیل است و گاهی مصلحت در تبدیل به احسن است، داعی خیال می کند مستجاب نشده است و اهل یقین میفهمند.»
از زیاده گویی که بگذریم منظور از انتخاب این اسم دعایی است که هیچ مومنی شک بر استجابت آن ندارد:

کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد         سـوار صـاعـقـه پـا در رکـاب خـواهد شد؟
کدام جمعه ز تاثـيـر تـابـش خورشـيـد         دلي که يخ زده از غصه ، آب خواهد شد؟
کدام جمعه ز عـطر بهشتي گل ياس         بـهـار غــرق شـمـيـم گــلاب خواهد شد؟
کدام جمعه بـگـو يـا مــحــول الاحـوال         در آسـمـان و زمـيـن انـقلاب خواهد شد؟

در آستانه میلاد دوازدهمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت مهدی (عج) بیایید برای تعجیل در ظهورش دعایی که از امام سجاد(ع)  برای استجابت دعا نقل شده صدمرتبه زمزمه کنیم:

الهی کيف ادعوک و انا انا؟ و کيف اقطع رجائی منک و انت انت؟
الهی اذا لم أسئلک فتعطينی فمن ذا الذی اسئله فيعطينی؟
الهی اذا لم ادعوک فتستجيب لی فمن ذا الذی ادعوه فيستجيب لی؟
الهی اذا لم اتضرع اليک فترحمنی فمن ذا الذی اتضرع اليه فيرحمنی؟
الهی فکما فلقت البحر لموسی عليه السلام و نجيته، اسئلک أن تصلی علی محمد و اله و أن تنجينی مما انا فيه و تفرج عنی فرجا عاجلاً غير اجل بفضلک و رحمتک يا ارحم الراحمين.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت :

پایگاه اطلاع رسانی حاج محمد رضا آقاسی در نظر دارد روز سه شنبه ، مورخه 29/5/87 مصادف با 17 شعبان المعظم برنامه بزرگداشتی از ساعت 18 الی 20 ،  تحت عنوان " آینه سرخ " به همراه افتتاح سایت اطلاع رسانی بسیجی آزاده " حاج محمد رضا آقاسی " برگزار نماید.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 1:2  توسط دریا | 

امروز سعادت حضور در جلسه نقد وبلاگها رو پیدا کردم.
یاد تمرین های والیبال افتادم که دایره می ایستادیم و مربی به نوبت با هر کدام از بچه ها پاس و ساعد کار می کرد و بقیه به گپ خود مشغول بودند. در این جلسه به جای توپ میکروفون پاس داده میشد و (آقای شیرعلی) نقش مربی را ایفا میکردند.
در تمرینات والیبال لااقل در انتهای تمرین یا پاس را یاد میگرفتیم یا ساعد را! ولی در این جلسه به خوبی یاد گرفتیم که چگونه از هر مطلبی به هر نحوی که شده برای اینکه خالی از عریضه نباشد سوالی بیرون بکشیم و شنونده پاسخش فقط خودمان باشیم و شاید یکی دو نفر به صورت فرمالیته دستی زیر چانه گذاشته و در کادر دوربین قرار بگیرند.

به نظر شما بهتر نیست در این دوساعت وبلاگهای بیشتری مورد نقد قرار بگیرد و سوالهای اصولی تر و از پیش تعیین شده ای مطرح شود تا بار علمی جلسه بالاتر رود و با دستی لااقل نیمه پر از جلسه خارج شویم؟ (البته ناشکری هم که نکنم با دستی پر از تنقلات از جلسه خارج شدم)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 0:53  توسط دریا | 

ما گاه و بیگاه دست به دعا برمیداریم با نیت های متفاوت. گاهی برای خواست های دنیوی، زمانی برای دفع ضرر و زیان و گاهی اوقات نیز نفرین! در این میان هم پیش میاید که برای عذرخواهی از قصور و تقصیر دست به دعا برداریم و در نهایت خوشا به حال کسانی که برای بهره مند شدن از معنویات و کرامات اخروی دستان خود را به سوی حضرت حق دراز می کنند.
دعایی که به معنای حقیقی کلمه با دلی پاک، با معرفت با حضور قلب و همتی بلند و تضرع،  به دور از گناه (توبه) باشد محال است که از جانب پروردگار دست رد بخورد. چنانچه در روایتی آمده: «ما كان اللَّه ليفتح لعبد الدّعاء فيغلق عنه باب الاجابة واللَّه اكرم من ذلك» خداى متعال كريم‏تر از آن است كه باب دعا را باز كند، اما باب اجابت را ببندد. 

پیش حق یك ناله از روى نیاز
به كه عمرى بى نیاز اندر نماز

چون خدا خواهد كه مان یارى كند
میل ما را جانب زارى كند

اى خدا زارى زتو مرهم زتو
هم دعا از تو اجابت هم زتو

این محتاج را از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 2:44  توسط دریا | 

نمی دانم چه می خواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته ست
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته ست
نمی دانم چه می خواهم بگویم
غمی در استخوانم می گدازد
درون سینه ام دردی ست خونبار
که همچون گریه می گیرد گلویم
...

هر کسی در طول دوران زندگیش دوره سیاهی رو پشت سرگذاشته و من این دوره رو در سایه ای روشن گذراندم... خدا نصیب گرگ بیابون هم نکنه که آدم گاهی نمیتونه از زیر این همه رنگ و ریا به این راحتی زشتی و پلشتی رو ببینه.
خدایا اینان که امیدی به هدایتشان نیست حداقل بلا را دور گردان!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 2:8  توسط دریا | 

طی اخبار منتشره در هفته گذشته از طریق دایره زنگی قرار بر این شد به عنوان اعتراض به دولت فعلی فلاشرها راس ساعت ۹ تا پنج دقیقه و به مدت یک هفته روشن باشد!
 و اما... ساعت ۹ در خیابان دریغ از یک فلاشر حتی از کاروان های عروس هم خبری نبود. حتی خبری از پیکان جوانان گوجه ای با فلاشر دست ساز هم نبود!
این کانال کذایی که با حربه های مختلف سعی کرد مردم رو برای اعتراض بکشونه توی خیابون ها وقتی دید مردم ایران تنبل تر از این حرفا هستن راه فوق العاده ای از خود تراوش کرد که تنها با فشاری اندک به یک دکمه تظاهرات فلاشری بزرگی برپا شود.  

نتیجه: بایستی برای تحقق اهدافشان گامی فراتر برداشته و برای این ملت تنبل و تن پرور فلاشرها را لمسی کنند! اگر چه ما ضمانت نمیکنیم که در این صورت نیز نتیجه مثبت دریافت کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 3:49  توسط دریا | 

اول: دعا با «بسم الله الرحمن الرحيم» آغاز شود.
 
پيامبر خدا(ص) فرمود: دعاي که اولش «بسم الله الرحمن الرحيم» باشد رد نمي شود.


 
دوم: پيش از دعا، حمد و سپاس پروردگار را به جا آورد.
 حضرت امام صادق(ع) فرمود: هر دعايي که قبل از آن حمد و سپاس خداي متعال گفته نشود، دعايي ناقص و ابتر است.

سوم: بر محمّد و آل محمّد صلوات فرستد.
پيامبر خدا(ص) فرمود: درود و صلوات فرستادن شما بر من، سبب اجابت دعاي شما و پاکيزه شدن اعمال شما است.


چهارم:  حضرات معصومين(ع) را شفيع قرار دهد.
رسول خدا(ص)  مي فرمايد: آنان ـ يعني اهل بيت عصمت و طهارت(ع) ـ ريسمان محکم و مورد اطمينان و وسيله به سوي خدا هستند.

پنجم: پيش از دعا به گناهان خود اعتراف کند.
در روايتي از امام صادق(ع) آمده است که حضرتش فرمود: همانا دعا اولش مدح و ثنا، آنگاه اعتراف به گناه و سپس خواستن حاجت است.

ششمبا قلب غافل و مشغول دعا نکند، بلکه به درگاه خداوند روي آورده و با توجه دعا نماید 
امام صادق(ع) فرمود: همانا خداوند متعال دعائي را که با قلب غافل انجام گيرد، مستجاب نمي کند، چون خواستي دعا کني با قلب خود به او توجه کن آنگاه يقين به استجابت دعايت داشته باش

هفتم: پاکيزه و حلال بودن خوراک و پوشاک دعا کننده است، زيرا که دعي شايسته از عمل شايسته است، آيا عمل خوب و شايسته با حرام و پليدي جمع مي شود؟
در حديث قدسي آمده است:ه بنده ی من از تو دعا کردن و بر من اجابت است، و دعائي از من پوشيده نمي شود جز دعاي کسي که از حرام مي خورد.

هشتم: حقوقي که از مردم به عهده دارد ادا کند.
امام صادق(ع) فرمود: همانا خدي متعال مي فرمايد: به عزّت و جلالم سوگند، دعاي مظلومي که مورد ستم واقع شده در حالي که خود او چنين ستمي را به ديگري انجام داده، مستجاب نمي کنم
.

نهم: گناه مانع براورده شدن حاجت است.
امام باقر(ع) فرمود: بنده ي از خدا حاجتي مسألت مي نمايد، از شأن بنده اين است که حاجت او به زودي يا بعد از مدت زماني برآورده شود، اما بنده مرتکب گناه مي شود، خداوند متعال به ملکي مي فرمايد: حاجت او را برآورده نکن و او را از آن محروم نما زيرا که او تعرض به غضب من کرد و سزاوار محروميت از جانب من شد.

دهم: حسن ظنّ به اجابت دعا داشته باشد.
در حديث آمده: هنگامي که خواستي دعا کني با قلب خود به درگاه حضرتش روي آور، آنگاه باور به اجابت داشته باش.

يازدهم: اصرار و پافشاري در دعا کند.
پيامبر خدا(ص) فرمود: خداوند سائل مصّر و پافشاري کننده را دوست دارد
.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 1:11  توسط دریا | 

آداب دعا را فراگير و بنگر که چه کسي را مي خواني؟ و چگونه مي خواني؟ و براي چه مي خواني؟ و بينديش که از چه مي پرسي؟ و براي چه مي پرسي؟
دعا يعني طلب اجابت همه اين موارد از جانب شما به سوي حضرت حق، و ترک همه اختيارات و تسليم همه امور چه ظاهري و چه باطني به خداي متعال است.
اگر دعا را با شرايط انجام نداديد منتظر اجابت نباشيد، زيرا که او آشکار و نهان را مي داند، شايد خدا را به چيزي مي خواني که او از نهان خلاف آنرا مي داند.
بايد دانست که اگر خدا ما را به دعا امر نمي کرد ولي ما با اخلاص دعا مي کرديم، از فضلش دعاي ما را اجابت مي فرمود، پس در صورتيکه خداوند ضامن استجابت دعايي شده که با شرايط انجام شود، چگونه اجابت نکند؟
از کتاب: «المختار من کلمات الامام مهدي»

امير مؤمنان علي(ع) فرمود: دعا سپر مؤمن است، و زماني که دري را زياد بکوبي در به روي تو باز مي شود.

امام سجاد(ع) فرمود: همانا دعا و بلا تا روز قيامت کنار هم هستند (يعني يکي از آن دو حتما بايد واقع شود)، همانا دعا بلائي را که حتمي و محکم شده است بر مي گرداند.
در جایی ديگر فرمود: دعا بلاي نازل شده و نازل نشده را بر مي گرداند.

امام کاظم(ع) فرمود: بر شما باد به دعا، زيرا دعا و درخواست از خداي متعال، بلا را رد مي کند، بلائي که مقدر شده و حکم الهي بر آن جاري شده و فقط مهر و امضا بر آن زده نشده، پس اگر خدا به بر طرف کردن چنين بلائي خوانده شود و از باري تعالي برگرداندن آن خواسته شود، خدا آن را بر مي گرداند.

امام صادق(ع) فرمود: دعا مؤثرتر از نفوذ نيزه آهنين است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 2:56  توسط دریا | 

چندی پیش شخصی با مشخصات (وبلاگ دلشدگان) در یکی از پستهام کامنتی گذاشتند راجع به مسعود ده نمکی! بگذریم که این موضوع باعث بحث و جدل هایی بین من و دلشدگان شد.
بعد از گذشت نگاه خصمانه ما به هم، ایشون از جلساتی صحبت به میان آوردند که با قضاوت زودبهنگام من این جلسات رو وقت گذروندن و مسخره دیدم.
بارها از طرف دلشدگان به این جلسات دعوت شدم و من هر بار بی تفاوت تر از کنارش گذشتم تا یکی دو هفته اخیر فقط برای ارضاء حس کنجکاویم بدم نمیومد یک بار این جلسه رو تجربه کنم که با کوچکترین اتفاق از رفتن به این جلسه منصرف میشدم. اما این هفته و دیروز خسته و بیحوصله از قم برگشته بودم و  مهمونی همسایه و طرح زوج و فرد و هزار بهانه و دلیل مثل همیشه منو از رفتن به این جلسه وامیداشت، اما اینبار با اصرار دلشدگان مواجه شدم و بالاخره خودم رو در جلسه دیدم، نیم ساعت آخر رسیدم ولی به خیلی چیزها رسیدم...

وارد که شدم اول از همه سید بزرگواری (حاج آقای واحدی) توجهم را جلب کرد که ایشون بزرگ و استاد مجلس بودند. جلسه تمام شد و من از دلشدگان خواستم من رو تا جایی همراهی کنند چون راهو بلد نبودم. ایشون در این مسیر، جلسه نیمه تمام را برای من تمام کردند و من ماندم و دری گشوده شده که اگر باز دو دستی نبندم این در را!

در وبلاگ هم اندیشی متن و محتوای جلسات هر هفته آپدیت می شود:
 هم اندیشی (جلسات روزهای شنبه)

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 11:51  توسط دریا | 


این دو عکس واسه یه هفته پیشه که تازه داداشم لباساشو تحویل گرفته بود... داداش محمدرضا قبل از اعزام

ببینین داداشمو اما چشمش نکنین
و حالا شاید به صورت و توی تصویر نشون نده اما بعد از یه هفته داداشم نصف شده بود
بگردم الهی... نشد از کف پاش عکس بندازم چه تاولی

چقدر چهرش غمگینه

انشالله زود برگردی
با اوصافی که شنیدم پرندک بد جاییه خدا قسمت هیچکدوم از جوونای ماهی مثل داداشم نکنه!

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 2:8  توسط دریا | 
دریا، گرفته همچو منی، دریا!
دریا، اسیر خویشتنی، دریا!
دریا! سکوت لایق دریا نیست
جز مرگ با سکوت هماوا نیست
دریا! چه رودها همه سرگردان
دریا! چه بادها همه بی سامان
با ضجه های باد چه خواهی کرد
با رودهای یاد چه خواهی کرد
ویرانه نیستی که غریبانه
در انزوای خاک کنی خانه
ماتم گرفته خاک بسر ریزی
با ناله های جغد درآمیزی
دریایی ای شکفته ی بی آرام
دریایی ای تموج بی فرجام
روشن ترین چراغ زمینی تو
با باغ های عشق قرینی تو
دل از سرود دوست گسستن چه؟
مردابگونه تلخ نشستن چه؟
پیرانه از چه پشت دوتا کرده
نفرین ندانمت به چه ها کرده
دانی که هر دل به دعا برداشت
نام تو را ستاره ی مهر انگاشت
با من بگوی، هر چه که خواهی گفت
جان از سکو تمایه ی تو آشفت
شرمت نیاید آنکه به خاموشی
روزت شود شبی به فراموشی
دریا! گشای پنجره هایت را
از سر مگیر باز عزایت را
هر گوشه از شرارت صیادی
سر برکشیده آتش بیدادی
خون کبوتران جوان رنگین
بر دامنت نشسته ندانی این؟
هر سوی راندگان زدریا را
بر باد داده گوهر یکتا را
بینی که لب گشوده ولی خامووش
بینی که مادرند و تهی آغوش
هر عابری گرفته به تیپاشان
بشکسته گنج  خانه ی دلهاشان
دریا، نگویمت چه کن و چون باش!
توفنده باش و سرخ تر از خون باش
هرگونه باش لیک مباش اینسان
دریا، نشسته با دل هر انسان

--------

صالح وحدت شعر قشنگی گفته و من طبق معمول چون بلد نیستم بنویسم اما بلدم زیاد شعر بخونم سعی میکنم شعرهایی که به ذهنیتم نزدیکتره بذارم! 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 1:57  توسط دریا | 

امروز داداشم رفت...

با یه لیوان آب که نه سطل پر از آب رفتم جلوی در اینقدر طول کشید که ریختم توی باغچه دوباره پرش کردیم. چشمای داداشم قرمز شده بود اول فکر کردم گریه کرده بعد یادم اومد که از دیروز صبحش تا امروز ساعت ۱۱ نخوابیده... خیلی سعی کردم گریم نگیره و البته موفق شدم اخرین لحظات خواستم باهاش روبوسی کنم اما بازم از این گریه بی وقت ترسیدم... وقتی سوار ماشین شد گفت: چون میگذرد غمی نیست. جمله ای که توی وبلاگش هم نوشته!

بعد از اینکه رفتن تا اخر شب تقریبا بیرون بودم الان که برگشتم جای خالیش حس شد. انشالله که بسلامتی برگرده.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 1:52  توسط دریا | 

امشب فهمیدم خیلی پرتم. امشب خودمو با خیلیا مقایسه کردم و دیدم تبدیل به چه موجودی شدم دور از همه چیز!

من امشبو مثل خیلی شبای دیگه از دست دادم در حالی که اطرافیانم رو هر کدوم به طریقی در تب و تاب این شب میدیدم. اما امشب یه صحنه ای منو لرزوند و اشکامو روی گونه هام جاری کرد. این یکی دو روز زیاد از خونه میرفتم بیرون همیشه نزدیک خونه یه صحنه ای میدیدم که احساس میکردم برای ایام فاطمیه دارن تدارک میبینم... اما نرفتم جلو گازشو گرفتم و رفتم و تنها چیزی که زیرلب گفتم این بود که ای بابا مردم چه حوصله ای دارن. یه بار دیگه از جلوی این بساط عزاداری رد شدم اما بازم به خودم نیومدم فقط به دوستم گفتم اوه چه خبره مردم واسه یه شربت خودشونو کشتن. حرفم تموم نشده بود که با یک اشاره به اونجا کشیده شدم. منم رفتم به نیت شربت ولی وقتی دیگه مجبور شدم از ماشین پیاده شم خواستم وارد فضایی بشم که تا قبل از اون لحظه احساس میکردم یه نوع بچه بازی و سرگرم کردن مردمه. وقتی رفتیم تو وقتی به مداحیی که از بلندگو پخش میشد و صحنه ای که یکباره منو با خودش جایی برد که تازه بتونم این شبو درک کنم تنم لرزید... این خونه مادرمه؟ این خونه سرورمه؟ لرزیدم که چرا همیشه اینقدر دیر به خودم میام اینجا کجاست برای چی برپاشده این همه ادم با این همه چشمای تر همه واسه شربت بودن؟! خدایا من چقدر دور شدم چقدر حقیر شدم چقدر... در آخر شربت نخورده از اونجا نرفتم. وقتی سوار ماشین شدم تا خواستم دنده عقب بگیرم یه ماکسیما پشتم پارک کرد یه پسر مو بلند و خانواده ای که تقریبا حجابی ازشون دیده نمیشد... (اومدم توی دلم بگم اینا دیگه واسه شربت...) که یه دفه صدای یه خانم از ماشین بلند شد که به راننده که در حال دویدن برای گرفتن شربت بود گفت: اگه شده یه لیوان هم بگیر همه ازش واسه تبرک میخوریم. خدایا من از همه کمتر بودم از همه خوارتر و...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 2:21  توسط دریا | 

آن شب که تو آمدی صفا پیدا شد
پیمان شکنی رفت و وفا پیدا شد
در غربت من که جای بیگانه نبود
برقی زد و روی آشنا پیدا شد
گنجی که به سالها نهان بود از چشم
 با هلهله در خانه ی ما پیدا شد
یک عمر کویر فقر را پیمودم
 تا برق زد و کوه طلا پیدا شد
خورشید سعادتی که بر من تابید
در سایه ی رحمت خدا پیدا شد
من بودم و تاریکی شب ها ناگاه
از گوشه ی آسمان سها پیدا شد
تا شکر خدا بگویم از دیدن تو
 در خلوت من حال دعا پیدا شد
با آمدنت که اختر بخت منی
در ظلمت شب ستاره ها پیدا شد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 17:55  توسط دریا | 
یارب مرا یاری بده، تا خوب آزارش کنم
هجرش دهم زجرش دهم، خوارش کنم زارش کنم
از بوسه های آتشین، وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم، صد فتنه در کارش کنم
در پیش چشمش ساغری، گیرم ز دست دلبری
از رشک، آزارش دهم، وزغصه بیمارش کنم
بندی بپایش افکنم، گویم خداوندش منم
چون بنده در سودای زر، کالای بازارش کنم
گوید مَیفزا قهر خود، گویم بکاهم مهر خود
گوید که کمتر کن جفا، گویم که بسیارش کنم
هر شامگه در خانه یی، چابک تر از پروانه یی
رقصم بر ِ بیگانه یی، وز خویش بیزارش کنم
چون بینم آن شیدای من، فارغ شد از سودای من
منزل کنم در کوی او، باشد که دیدارش کنم
گیسوی خود افشان کنم، جادوی خود گریان کنم
با گونه گون سوگند ها، بار دگر یارش کنم
چون یار شد بار دگر، کوشم به آزار دگر
تا این دل دیوانه را، راضی ز آزارش کنم
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:34  توسط دریا |